......

......
چشمهاے تو خداوند غزلهاے منست
شور لبهاے تو در تڪ تڪ اعضاے منست

شهد گل خوردن زنبور و عسل دادن او
شڪل لبهاے تو و شڪل غزلهاے منست

چشم من ڪاش ڪہ یڪ گوشه ز دنیاے تو بود
بہ خدا گوشہ ے چشمت همہ دنیاے منست

غم دلبستہ شدن روزے امروزم بود
غم دلڪنده شدن روزے فرداے منست

چہ عجیب است نگاهت مگر آیینہ شدم
ڪہ چنین چشم تو مشغول تماشاے منست

دیگر آنروز ڪہ آغوش تو جاے من نیست
مطمئن باش فقط گور و ڪفن جاے منست.....
دیدگاه ها (۲۵)

.......بوےِ غربت مےدهم وقتے ڪہ یارم نیستے اوجِ رخوت مےشوم وق...

عکس نوشته

........ای آنـــکه مـــرا بــرده ای از یاد ، کجایی ؟بیــگانه...

......‌ امشب در این سکوت تماشائیم بیا..یا لحظه ای به خلوت تن...

چشمهای تو خداوند غزلهای منستشور لبهای تو در تک تک اعضای منست...

چشمهای تو خداوند غزلهای منستشور لبهای تو در تک تک اعضای منست...

چشمهای تو خداوند غزلهای منستشور لبهای تو در تک تک اعضای منست...

چشمهای تو خداوند غزلهای منستشور لبهای تو در تک تک اعضای منست...

چشمهای تو خداوند غزلهای منستشور لبهای تو در تک تک اعضای منست...

چشمهای تو خداوند غزلهای منستشور لبهای تو در تک تک اعضای منست...

چشمهای تو ؛ خداوند غزلهای من است"...شور لبهای تو ؛ در تک تک ...

سلام مهربان من...تازه به روستای کوچکمان رسیدم..فدای تمام دلن...

ڪاش میشد ڪہ تو را مثل طلا آب ڪنمبتراشم  بدنت  را  اثرے  ناب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط