مافیای عاشق
مافیای عاشق
پارت ۱۴
ویو شوگا:
صبح بیدار شدم دیدم یوری خوابه اروم بوسه ای به موهاش زدم بلند شدم رفتم دستشویی و کارای لازم رو انجام دادم.
اماده شدم که برم سرکار یه نامه نوشتم برای یوری و کنارش گذاشتم همراه مسکن و اب.
شوگا: من میرم عشقم زود برمیگردم قشنگم.
به سمت طبقه پایین رفتم
شوگا: اجوما بگو ماشینو اماده کنن باید یه سر برم شرکت. و برای یوری چند دست لباس برای پارتی شب ببرین
*چند دقیقه بعد:
(علامت خدمتکارا~)
~: ارباب ماشین امادست
شوگا: مرسی
رفتم سوار ماشین شدم و رفتم سمت شرکت به نامجون زنگ زدم
(مکالمه بین شوگا و نامجون:
نامجون: بلاخره یادی از ما کردی، یونگی خان
شوگا: امروز جلسه داریم یادت نره
نامجون: باشه الان راه میافتم به سمت شرکت
(پایان مکالمه)
رسیدم به شرکت و منشیم پرونه هایی رو که نیاز داشتم رو گرفتم و رفتم سمت اتاق جلسه....
حمایتا خیلی کمه
پارت ۱۴
ویو شوگا:
صبح بیدار شدم دیدم یوری خوابه اروم بوسه ای به موهاش زدم بلند شدم رفتم دستشویی و کارای لازم رو انجام دادم.
اماده شدم که برم سرکار یه نامه نوشتم برای یوری و کنارش گذاشتم همراه مسکن و اب.
شوگا: من میرم عشقم زود برمیگردم قشنگم.
به سمت طبقه پایین رفتم
شوگا: اجوما بگو ماشینو اماده کنن باید یه سر برم شرکت. و برای یوری چند دست لباس برای پارتی شب ببرین
*چند دقیقه بعد:
(علامت خدمتکارا~)
~: ارباب ماشین امادست
شوگا: مرسی
رفتم سوار ماشین شدم و رفتم سمت شرکت به نامجون زنگ زدم
(مکالمه بین شوگا و نامجون:
نامجون: بلاخره یادی از ما کردی، یونگی خان
شوگا: امروز جلسه داریم یادت نره
نامجون: باشه الان راه میافتم به سمت شرکت
(پایان مکالمه)
رسیدم به شرکت و منشیم پرونه هایی رو که نیاز داشتم رو گرفتم و رفتم سمت اتاق جلسه....
حمایتا خیلی کمه
- ۴۶۲
- ۰۴ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط