یه عمری گذشت و هنوز تو فکر همون یار نامهربونم،

یه عمری گذشت و هنوز تو فکر همون یار نامهربونم،
با حسرت یه گوشه نشستم، دارم زیر لب می خونم: « دلکم تنهات گذاشتن،
هر کی رفته پی کارش، اون که پاش عمرت را دادی، حالا رفته پی یارش!»
دیدگاه ها (۸)

چکار می کنی با دلم روزگار!؟دیگه خاطراتُ به یادم نیار!ندیدی م...

هر برگ زرد یعنی یک آرزوی بر باد،پائیز پشتِ پائیز، دنیا همینُ...

تو عاشق خندان لبی،من بی دهان خندیده ام!

در دیدۀ من برآ، واز چشمِ من بنگر مرا، زیرا برون از دیده ها م...

عشق دردناک²p³⁵"ویو ۱ ساعت بعد"_جونگکوک من دیگه جون ندارم+لوا...

***«تو این دنیایِ جدید»، مهدکودک «おみd» فقط یه مهدکودک نبود، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط