گفتم مادر

گفتم مادر
گفت جانم

گفتم درد دارم
گفت دردت به جانم

گفتم گرسنه ام
گفت بخور از سهم نانم

گفتم کجا بخوابم؟؟
گفت روی چشمانم

اما یک بار نگفتم من خوبم ، من شادم، همیشه از درد و رنج گفتم!!

به سلامتی مادر
برای اینکه دیوارش از همه کوتاه تره
هیچ وقت نگفت من
همیشه گفت بچه هام
دیدگاه ها (۲)

#in_your_eyes part_9۵ویو کایلااز صبح حوصله‌ی هیچ‌کسو نداشتم....

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۹" در آغوش رویای آبی ات " ...

🌿 قسمت پنجم وقتی فاطمه ماند و بچه‌هایش...فاطمه هنوز جو...

୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی زمانی که دست‌های تهیونگ بین انگشت‌...

چند پارتی

معامله p15پزشک کنار تخت نشست و با دقت علائم جونگ‌کوک را بررس...

✦ اولین گناه ✦فصل نوزدهم: صبحی که برنگشت---لب‌هایش.روی لب‌ها...

چند پارتی جونگ کوک وقتی هردوتون ایدل بودید... جلوم زانو زد و...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁸⁶_شاید تا یه هفته برنگردمچند لحظه مکث ...

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 127・⁠]⁠ᕗمن مال جونگکوکم تا ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط