خواست حرفی بزنه که دستمو به علامت سکوت بالا اوردم

خواست حرفی بزنه که دستمو به علامت سکوت بالا اوردم
+هیس...بزار حرفامو کامل بزنم خوب؟
-باشه
+منظورم از شرایطو درست متوجه نشدی...من نمیخوام بگم من و تو محکوم و مجبوریم به ازدواج باهم ولی من در قبال جفتمون مسئولم...هم تو هم خودم ، بچه که نیستم 29سالمه نه زن دارم نه خونه زندگی درست حسابی نه پس اندازی نه برنامه ای برای آینده
من باید زندگیمو اصلاح کنم آوا
ارنجشو به شیشه تکیه داد و دستشو زیر چونش زد
-رضا منم اونی نیستم که تو بهش نیاز داری
با شتاب حرفشو قیچی کردم
+نه ببین اشتباه میکنی دیگه... من فکرامو کردم راستش من به یه نفری توی زندگیم نیاز دارم که منطقی باشه که منو با همه شلوغ کاری هام و لجبازی ها و اخلاقای گندم تحمل کنه...کسی که کوه آرامش باشه مهربون باشه دلسوزم باشه...من فقط یه نفرو با این ویژگی های دور و برم میشناسم اونم تویی...پس تصمیم گرفتم که
لیوان آبمیومو بین زانوهام گذاشتم و سمت عقب چرخیدم
گل رز قرمز و جعبه حلقه ای که خریده بودمو از صندلی عقب برداشتم و دنباله حرفمو گرفتم
+از تو خواستگاری کنم
زل زدم توی چشماش و حلقه و گلو جلوی صورت هردومون گرفتم
نگاهشو دزدید و با بغض نالید
-رضا تو حق زندگی داری...بخاطر فشار بقیه نباید خودتو مجبور به انجام کاری کنی که دوس نداری
+بخاطر فشار بقیه نیست...باور کن بخاطر بقیه نیس اصلا تو خودت منطقی فک کن من ادمی هستم که زیر حرف زور کسی برم مخصوصا بابا ... آوا بهم نگاه کن
سرشو بالا گرفت
+تو چشمام نگاه کن... کور بشن این چشما اگه از روی ترحم بت نگاه کنن کور بشن اگه از بالا بت نگاه کنن...صدامو میشنوی؟لال شم اگه حرفایی غیر حرفای دلمو بت بگم...آوا عاشقت نیستم حتی مطمئن نیستم که دوستت داشته باشم یا نه ولی از درست بودن انتخابم هیچ شکی ندارم...بازم تکرار میکنم... با من ازدواج میکنی؟!
-رضا من...
ریختن اشکاش اجازه حرف بیشتری رو بهش ندادن
سرمو پایین انداختم و برای بار هزارم به این زندگی و بازی های روزگار لعنت فرستادم
+آوا خواهش میکنم گریه نکن...حداقل بخاطر اون کوچولو من و تو باید قوی باشیم هوم؟
دستی به گونه های خیسش کشید
نفس عمیقی کشید و با صدای گرفتش گفت
-میشه بریم قدم بزنیم...نیاز به هوای تازه دارم
+البته...عزیزم
دیدگاه ها (۲)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_86+خوشت میاد عصبیم کنی ؟نفس ...

خب آماده باشید که باز باید به ور ور های من گوش بدید•°.☆.°• ...

زندگی‌ت کوتاه‌تر از اونیهکه حرومِ فکر کردن به زندگی دیگران ک...

دو دل بودم که این پیج و درست کنم یا نه[🤷🏻‍♀️☹] ایدل جدید ویپ...

کپشن مهمههه🐥🎀عروسک من😈🔞پارت نوزدهم "فرشته"موهای موج دارمو شا...

رمان تو خود منی

پارت پنجم

پارت ۱۴۷ * موهامو برام درست کرد *بلیا : ممنون &&&: مشکلی ندا...

#دوپارتیجونگین/ا.تP:2بعد از اینکه آسانسور تو طبقه آخر ایستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط