وطن خسته است...

وطن خسته است...
مدتی است که سخت گرفتار بیماریست...
ضربان نفس‌هایش آرام آرام است، دریای چشمانش گل‌آلود، قدرت دستانش به یغما رفته...
وطنم سخت خسته است، همچون مسافری غریب در دل کویری بی‌انتها...
زانوهایش هی سست می‌شوند، هی سست می‌شوند و ناگهان ساختمان وجودش آغوش زمین را بغل می‌کند...
هی بغض می‌کند و آن را قورت می‌دهد،
رگ غیرتش کبود می‌شود، احساسش ورم می‌کند، اما دم نمی‌زند...
به قول مادربزرگ همه چیز را در خودش می‌ریزد، آنقدری که موهای سرش هم خشک می‌شوند‌، هرزگاهی دستش را به سینه‌اش می‌کوبد و رنج‌هایش را مخفی می‌سازد، اما آسمان دلش دیگر طاقت ندارد، چشمانش کم سو شده‌اند‌، راه را گم می‌کند، به بیراهه می‌زند...
نه! نه!
اصلا می‌زند به دل راه، اما راه نفس، راه بازی‌های کودکانهٔ بچه‌های شیراز، راه قدم‌های گل زدهٔ باغ پیرمرد گیلک...
سرش گیج می‌رود، شبنم از چشمانش سرازیر می‌شود، از سهند و سبلان سر می‌خورد، به پهنای کارون و کرخه می‌رسد، غصه‌هایش می‌زند بر رنگ سبز نخل‌ها، در دل چشمه‌ها، می‌زند بر سقف خانه‌ها، ناگهان بغض‌هایش می‌شکنند، می‌زند بر استواری دروازه قرآن، می‌زند وسط خنده‌های کودکانه آن مسافر غریب، می‌زند در اعماق دلخوشی‌های آن خانه ته کوچه بن‌بست...
عقده‌های وطنم، غصه‌های وطنم، دردهای وطنم، سیل می‌شوند در زندگی‌های مردمم...
سیل می‌شود حاصل عمر پدر پیر آن خانه کاه گلی...
سیل می‌شود شکوفه‌های داخل عکس آن جوان عکاس...
سیل می‌شود عید نود و هشت جانمان...

#متن_ناب #وطن #ایران #وطنم_پاره_تنم #وطن_خسته_است #سیل #باران #سیلزده #غرق #خسته #هموطن_تسلیت #ایران_تسلیت #بهار #نوروز #عکس_نوشته #مصیبت #بلا #درد #غم #گرفتاری #مشکلات #گرانی #آزادی #عدالت #سیل_شیراز #سیل_گرگان #سیل_گیلان

کانال تلگرام🌸 مهر بانو ۲۰۱۸🌸
https://t.me/joinchat/AAAAAEZCXhtYKvSlLlU1Cw

اینستاگرام و تلگرام من: @MehrBanooo_2018
دیدگاه ها (۱)

وطن

.این متن را باید طلا گرف"خانه پدر و مادر"بعد از خانه خدا،تنه...

آدم یک وقت هایی خودش را برای همیشه جا می گذارد!نیمکت های چوب...

مرد بی رحم

پارت۵ (در عمق نگاه تو)ایزوکو با لذت غذا را می‌خورد، و باکوگو...

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۱ پارت ۳‌آنیا حس کرد که زمی...

#my.sexy.toy. psrt 8 فیلیکس سرش رو از روی شانه‌ی هی...

آخرین امیداین دست‌های خالی ما را رها مکنما را حساب کن ز میان...

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

داستان کودکانه «نیکی کوچولو و قلب مهربان» به نویسندگی رزیتا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط