چند روز پیش، از تهِ دلم دعا کردم،

چند روز پیش، از تهِ دلم دعا کردم،
گفتم خدایا! یه کمی از غمِ دلِ مَهدیِ فاطمه رو بذار تو قلبِ من،
اما از غم های ایشون کم کن 😔 💔
‌
شب شد،
یه مسئله ای برام پیش اومد،
از غصه نتونستم تا صبح بخوابم 😖
اونقدر گریه کردم که به هق هق افتادم!
نفسم بالا نمیومد! 😳
‌
یهو یاد دعایی که کرده بودم افتادم!!
به یادِ غم های امام زمانم تو این ۱۰۰۰ و خورده ای سال افتادم،
ناراحتی خودم از یادم رفت!
تصور این حجم از غریبی آقا، غم های دنیایی رو از یادم برد!!
براش دعا کنیم 😭
‌
#دل_نوشت
‌
تعجیل در #ظهور #امام_زمان عج صلوات 🌸
برای ظهورش، در قنوت نمازهایمان دعا کنیم تو رو خدا 💔
‌
Join 🔜 @Ahaadis 🌸
دیدگاه ها (۳)

دعا کردم که غرق در کار خیر بشوم ..ناگهان پیامی از آسمان آمد ...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 199♡⁠。⁠)⁩اسب رو...

🖤🥀 نمی‌شود بنویسم «به یادت افتادم»...به قدرِ ثانیه حتی، نرفت...

مافیای من

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۸ پارتباد ملایمی لابلای ب...

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

ویو جونگ کوک صبح:از خواب بیدار شدم و یاد اتفاق های دیروز افت...

از این کپشن دلی تر نداشتم بنویسماینو کپشن ندونید ی تک از وجو...

مربی موتور سوار

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط