خـیلی مـغـرور بــودم...

خـیلی مـغـرور بــودم...
ولـی بـرای تـو غــرورم را زیــر پــا گـذاشـتم..
حــال بـدون هـیـچ حـرفی فـقـط میـروی ؟؟
تـنـهایم مـیگذاری؟
انـتظـار داری به دنـبالت بیـایم و الـتماست کـنم.؟
اشتــباه کـردی..
مـن هـمان آدم مـغروریم کـه بــودم..
"حـتی اگـر غـرورم خُــرد شـود خـودم تـکه تـکه اش را جـمع مـیکنم" ..
و نـمیگذارم "هـیچ کـسی" خـورد شـدنم را بـبـیـند...
دیدگاه ها (۲)

پارت ۳۲اولین صبحِ دنیایِ جدیدِ رزا با نورِ سردِ خورشید و درد...

Do I love him, or do I hate him?P:¹ویو جیناامروز با صدای گری...

چند پارتی

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

پارت: 12 (بخش6) ساعت ١٢:٢٠ بامداد زاویه دید: زین**ماشینم را...

فیک : بین راندها

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط