عزیزترینم....

عزیزترینم....
همراه روزهای دردم....
ستاره ی شب های سیاهم...
میخاهم باشی....کنار دلتنگی هایم ...تن خسته ی من محتاج دست های توست....
نگزار دست تقدیر مثل همیشه غرورم را له کند....
روزگار نابودم کند...
ثانیه ها با صدای قدمهایش نبودنت را به رخ بکشد..
خیابان های این شهر چنگ بزند بر خاطرات تکرار نشدنیم...
دستهایم....گونه هایم...لبهایم..دیگر از آن من
نخواهد بود...
اگر نباشی یعنی تنهایی مطلق....یعنی درد.... یعنی "حسرت"....
دیدگاه ها (۱)

بقیش (با هشدار)پاهایش بی حس شده بودند و تنها کاری که میکرد ا...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۸: نقابِ نفوذناپذیرحادثه‌ی اتاق،...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

پارت: 9 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*هوای سالنِ قدیمی مثل همیشه ...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

حمایت نمیشه زیاد متاسفانه. پارت چهار

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط