و من در حرفهای نابش غرق شدم

و من در حرفهای نابش غرق شدم
نمیدانی چه حسی داشت این فرو رفتن
در تک به تک جملاتش
انگار بند به بندم را از نو به هم بند میزد...
دیدگاه ها (۱)

مهربان معبودمشب خود و دوستانم رابه تو میسپارمآرزوهایم زیاد ا...

بیا امسال پاییز🍁قرارمان پای درختهای انار باشدتو دلت را دانه ...

هرگز نمیفهمےڪہ دل ڪندن چہدردے داشتوقتے ڪہ بازے ڪرده بودےنقــ...

‌یـاد گیســویِ...بـافتـه تــو افتـادم ،چه قصیـده بلنـدیسـت ....

و این هم خوبه هم بد هم میتونم بند بند حرفای کسایی که برام مه...

#تک_پارتی «وقتی دیر وقت از مهمونی دوست میای »کلید رو چرخوندم...

«رویای سرخ» با خود عهد بستم این آخرین دیدار باشد ولی حیف لح...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط