fake kook

fake kook
part*⁴⁰

رفتیم داخل
پ: خیلی خوش اومدین
م: اقا شما کی ا.ت هستید برادرشید
کوک: نه
ا.ت: دوستمه
م: که اینطور
پ: کسی دوستشو میاره برای دیدن پدر و مادرش
ا.ت: شما پدر و مادر من نیستین
م: ا.ت
ا.ت: درسته بزرگم کردین و بهم محبت کردید خیلی ازتون ممنونم ولی شماهم میتونستید بزارید زندگی واقعی خودمو داشته باشم چون دیگه لازم نبود دنبال کار بگردم
م: دخترم
ا.ت: به من نگو دخترم فقط اومدم اینجا که خداحافظی کنم و کامل برم
پ: خب خدافظ برو دیگه
ا.ت: میرم ولی میخواستم بدونید که با زندگیم چیکار کردین
کوک: ا.ت یکم اروم باش
ا.ت: بریم
کوک: بریم😳
ا.ت: اره نمیخوام یه لحظه هم اینجا بمونم
کوک: باشه
رفتیم بیرون نسشته بودیم تو ماشین
کوک: ا.ت خوبی
ا.ت: اره
کوک: بریم
ا.ت: اره بریم

#کوک
#فیک
#سناریو
دیدگاه ها (۲)

fake kookpart*⁴¹تو ماشینکوک: ا.ت خوبیا.ت: نه حالم بدهکوک: چر...

fake kookpart*⁴²صبحبلند شدم اماده کردم یه لباس خوشگلی پوشیدم...

fake kookpart*³⁹کوک: چیزی شدها.ت: نه فقط میشه بریمکوک: باشه ...

fake kookpart*³⁸کوک: خب وقتی از اینجا رد میشدم میدیدم پیشم ق...

عشق مافیا

وقتی عضو هشتم BTS

Love in the dark⑥ا/ت: مادربزرگم حالش خیلی بده خیلی ممنون خیل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط