همه ي ما آدما کوکي هستيم...بي اختيار به اين دنيا اومديم و

همه ي ما آدما کوکي هستيم...بي اختيار به اين دنيا اومديم و يه عمره با حکمت و صلاح و مصلحت خدا زندگي کرديم.حکمت و مصلحت هايي که هيچ وقت نفهميديم چي بودن!شايد فقط يه کلمه بودن که راضيمون کنن خفه بشيم... يه عمر براي بقيه زندگي کرديم يه روزي به خودمون اومديم،ديديم پير شديم،نفس بعدي هم کامل نکشيديم که عزرائيل اومد و گفت وقت تموم...گيم اُور شديم و بس....!
حرفاي ساسان(رمان بزن زير گريه)
دیدگاه ها (۸)

خب... دوباره مدرسه شروع شد.میدونم خیلی هاتون قراره اف بزنین ...

the first lie

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

#تجربه_من ١١١۴#ازدواج_در_وقت_نیاز #فرزندآوری#دوتا_کافی_نیست#...

برادر ناتنی

پارت پنجاه‌وهشتم | اولین بوسهجئون جونگ‌کوکبعد از اینکه من و ...

فصل دومپارت نهم | آخرین غروب تابستانیک هفته بعد...تعطیلات تا...

True Love⑤یک ساعت بعدتهیونگ: چرا خوشحالی؟ لیا: نمیدونم حس خو...

خلاصه لایو امروز تهیونگ در ویورس:🐻🐻 غذا خوردم. با اعضا غذای ...

یک سگ زیادی ولگرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط