می خندم!

می خندم!

دیگر تب هم ندارم داغ هم نیستم

دیگر به یاد تو هم نیستم

سرد شده ام سرد سرد

نمی دانم شاید شاید دق کرده ام

کسی چه می داند
دیدگاه ها (۱)

لحظاتی هست که هیچ چیز این زندگی قانعت نمی کندو فقط و فقط نیا...

حس رنگ زرد چراغ راهنمایی رانندگی رو دارمکه هیچکی بهش تـــــو...

این روزها پارو را رها کرده امو دراز شده ام کف قایقی معلق که...

تنهایى راه رفتن سخت نیست … !ولى وقتى ما این همه راهو با هم ر...

نمی دانــم … چــرا بیــن ایــن همــه آدم پــیــله کــرده امـ...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

《در من ڪسییادِ تو افتاد امشب . . .》جانِ جانانم . . . !نمی‌دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط