ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم

ای کرده تو مهمانم در پیش درآ جانم
زان روی که حیرانم من خانه نمی‌دانم

من عاشق و مشتاقم من شهره آفاقم
رحم آر و مکن طاقم من خانه نمی‌دانم

#حضرت_مولانا
دیدگاه ها (۳)

بی تو ای روشنگر شب های منبوسه می زد ناله بر لب های مندر دلم ...

مرحوم شیخ رجبعلی خیاط میفرمود:بطری وقتی پر است و می‌خواهی خا...

ﺳﻮﺍﺭ ﺩﻝ ﺑﺎﺵ و ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺗﻦ...سی ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩﻛﻪ ﻣﻴﮕﻔﺘﻢ:ﺧﺪﺍﻳﺎ،ﭼﻨﻴﻦ ﻛﻦ ﻭ...

زندگی بوم سفیدیست من وتو نقاشهای این صفحه ایم زندگی را میتوا...

هر بلایی کز تو آید رحمتی است...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

تو را آن گونه می‌خواهم که باغی باغبانش راشبیه مادر پیری که م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط