من که هردقیقم وابسته به دقیقه توبود، من که حتی لباس تنم ب

من که هردقیقم وابسته به دقیقه توبود، من که حتی لباس تنم به سلیقه توبود...
من که دست هیچکسوباوجودم نمیگرفتم،توباعث شدی که توی قلبم نمیره نفرت...
رسیده وقت رفتن،هرچندمن ازدلت خیلی وقته رفتم...
دیدگاه ها (۷)

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 129・⁠]⁠ᕗتا خود صبح نگاش کردم...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

استاد جئون part 1جئون رینا چند سالی میشه که با جونگکوک ازدوا...

____[The Forbidden Crossing]____

سکوت پیست²Part:⁴خواستم با همین لباس پایین برم که لباسی اویزو...

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭: ⁷⁰ویو: اتچند روز از مرگ بابا گذشت...

رمان :تا وقتی عاشقت شدم

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط