چرا؟
چرا؟
برای چه اینقدر زنی
که از یاد آن مرد نمی روی
نمی روی زندگیت را بکنی
ظرفهایت را بشویی
ملافه ات را بتکانی از پنجره
و آنقدر بچه بیاوری که مادر شوی
اما نه
من مطمئنم
مادر بزرگ هم که شوی آن مرد
به تو فکر خواهد کرد
به تو روی نیمکتهای پارک بازنشستگی
به تو در باجه های بانک
به تو با آن ترانه ی لعنتی...
برای چه اینقدر زنی
که از یاد آن مرد نمی روی
نمی روی زندگیت را بکنی
ظرفهایت را بشویی
ملافه ات را بتکانی از پنجره
و آنقدر بچه بیاوری که مادر شوی
اما نه
من مطمئنم
مادر بزرگ هم که شوی آن مرد
به تو فکر خواهد کرد
به تو روی نیمکتهای پارک بازنشستگی
به تو در باجه های بانک
به تو با آن ترانه ی لعنتی...
- ۵۱۵
- ۲۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط