چرا؟

چرا؟
برای چه اینقدر زنی
که از یاد آن مرد نمی روی
نمی روی زندگیت را بکنی
ظرفهایت را بشویی
ملافه ات را بتکانی از پنجره
و آنقدر بچه بیاوری که مادر شوی
اما نه
من مطمئنم
مادر بزرگ هم که شوی آن مرد
به تو فکر خواهد کرد

به تو روی نیمکتهای پارک بازنشستگی
به تو در باجه های بانک
به تو با آن ترانه ی لعنتی...
دیدگاه ها (۳)

یه سلفی بندازیم;-)

به به

...

خخخخ

سایه‌ای پشت لبخند پارت : ۱۷ سوا تا نیمه‌شب به عکس‌های داخل پ...

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۲: «ورود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط