یه مافیا...

پارت 2
رفتم دستشو بگیرم که دستشو کشید از این رفتارش خوشم نیومد زنگ به جونگکوک میزنن
ویو ات
خوردم زمین مرتیکه میخات دستمو بگیره اه از این رفتارش خوشم نیومد دام دستمو گرفت و. بلند شدم خدارو شکر گوشیش زنگ خورد دیگه کاری بع من نداره اه
گوشی دام هم زنگ میخوره
دان بود
مکالمه دام و دان
دام =بله داداش چی میخای
دان =از استادیو اومدم. میبینم گوشیت توی خونه جا مونده (یادم رفت بگم دان توی استادبو کار. مبکنه و با دام و ات هم خونس)
دام =چییی گوشیم خونس!!
ات: دام گوشیت دستته
دام =عهه ات راست میگیا
اگر بیام خونه جرت میدم دان...
دان تلفنو قطع میکنه
دام=الووو الوووو عیش پابو (احمق)
جونگ کوک= ببخشید میشه بگید دفتر مدیر کجاس
دام و ات ادرس رو میدن
جونگ کوک = مرسی
ات =خاهش
جونگ کوک میرع
ات = عیش ان ادم چقدر بی ادبه
دام =چرا
ات= میخاست دستمو بگیره مگه ندیدی
دام= هه هه(خنده) همین ولی خیلی کراش بود اهه
ات = داااااام حالت خوبه چرا طرف اونو میگیری
دام =باشه بابا
دام = بدو دیرمون میشه
ات =اهه باشه بدو
دانشگاه تموم میشه میان خونه
دام =دااااان دااااااان اللن میاالم براات
ات=اییش
و یهو زنگ خونه به صدا در میاد
مدیر پرورش گاهه
ات = دااام دااااان مدیییره سااااکت
دان = عییش حالا بازم میاد اتاقمو چک. کنه
دام =بااشه
ات = سلام سونبه (مدیر زنه)
مدیر=سلام ات
ات= بفرمایید بشینید
مدیر=ممنونم
ات= کاری داشتید
مدیر=اها بله خاستم بهت بگم کهیه اقایی شمارو به سر پرستی گرفته و اول ازم خاستن تا بهتون نگم اما نظرشون عوض شد و با مدبر دانشگاه هم هماهنگ کردن که بعضی از روزا اگر دیر بری مشکلی نباشه
ات= چی هممون
مدیر=نه فقط شمارو ات
ات=اها کب میاد این اقا
مدیر= پس فردا فردا کاراتون رو انجام بدید
ات=چشم
مدیر میره
دام =ات میخای بری؟!
ات = اره ديگه
دام = منو دان باید چیکار کنیم؟!
دان =نوناا نروووو
ات= اگر بتونم راصیش کنم که شماروهم به مسئولیتی بگیره
پس فردا
مدیر همراه جونگ کوک میاد
مدیر =ات درو باز کن
ات =چشم
درو باز میکنه
ات=سلام نونا
ویو ات
چییی اون پسره اییش
ویو جونگکوک
اون دختره. چقد خوبه هنوز باورش نشده که سرپرستش منم
مدیر = ات ایشون سرپرست شما هستن
ات=سلام اوپا(با غرغر)
جونگکوک =سلام خانم ات(با اعتماد بع تفس و غرور)
جونگ کوک دام و دان رو میبینه
ببخشید خانم مدیر میشهه...
پایان پارت 2
چطور بود؟(=
دیدگاه ها (۳)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

وقتی تولدت بودو..

چند پارتی جونگ کوک دعواییسلام من ات هستم ۲ ساله با کوک ازدوا...

چند پارتی درخواستی

از نفرت تا عشق درخواستیپارت 2ات: فاکک(ترس) جونگ کوک: پس بالا...

مهمونی خطرناکپارت=6ویو کوک: با اون دختر به قسمت سرپوشیده رفت...

شب تولدم پارت 13جونگ کوک: روت حساسم پرنسسم نباید با اون لباس...

𐙚🦋 پارت ۳۷ — «پیست» 🦋𐙚𐙚 ویو ته 🦋وقتی رسیدم خونه، تمام فکرم ...

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط