تپش قلب، همچون صدای آبی است که در پشت سد جمع شده،

تپش قلب، همچون صدای آبی است که در پشت سد جمع شده،

زمانی که آب آرام آرام در امید وصال به دریا رها شود، آن

لحظه دیگر صدای تپش قلب را نخواهیی شنید..
دیدگاه ها (۱)

𝄠჻ᭂ‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۵: باران ناگهانیع...

از عصر کاهگلیتا بوی اب و گلاز افتادن صدای نارنج در دل ارام ح...

#آیا_ارواح_میتوان_زنده_شد؟PT:1میا هر شب دقیقاً ساعت سه و هفد...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️این بار لورنزو بود که گفت:«کشته شدن؟»«نه.»...

RESPECT OR DIE : پارت هفدهمجونگ‌کوک چند قدم جلو رفت...درِ سا...

قایقی خواهم ساخت ..

پارت ۲۳ | پشت درجونکوک با شنیدن صدای خودش از پشت در، برای چن...

𝐏𝐀𝐑𝐓 𝟓 | دریاچند ماه بعد، بهار از راه رسید.ا/ت بالاخره تصمیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط