ازدواج از پیش تعیین شده( پارت۷)

ازدواج از پیش تعیین شده( پارت۷)
& خب دیگه بریم صبحانه بخوریم
*اوکی بریم
رفتیم طبقه پایین یه میز صبحانه خیلی قشنگ چیده بود
&چطوره خوشت امد
*اره
&دیشب چی خوشت امد
*چقد تو منحرفی
&تو منحرفی منظورم شام بود
*اها خب درست بگو شام دیگه اره خوب بود
&اگه منظورم شام نباشه چی بگم
*فقط خفه شو نیاز نیست چیزی بگی
&میای امشب هم باهم بگذرونیم
*نه
&نگران نباش میدونم دوست نداری تو این سن بارداربشی واسه همین یه راه پیدا کردم که باردار نشی
*من همین که نگاهم به بدنت میوفته باردار میشم (من خودم چند بار باردار شدم کوک بیا گردن بگیر بچه هاتو😂)
&پس الان اعتراف کردی که من جذابم
*پرو نشو
&خب امروز میریم شهربازی
*مگه ما بچه ایم
&وای یادش بخیر قبلا باهم میرفتیم تازه الان شهره بازی بهترین مکان برای کفتر های عاشق هست
*راستی الان که بحثش شد تو از کی عاشقم شدی
&از وقتی میرفتیم دبیرستان توچی
*من نمیدونم
دیدگاه ها (۱۸)

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

پارت پانزدهم صبح ویو تهیونگ: به سمت اتاق جونگکوک رفتم تا ببی...

" پرواز قوها " " 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت ۶۷ویو راوی بعد از...

Part38+سلام _سلام خوش اومدی بیا بشین نیلا رو صندلی نشستو علا...

٪چه حقیقتی + راستش لیا من راجب خانوادم بهت‌ دروغ گفتم من درو...

🪽 Angel of salvation 🪽Part ⁹²دوباره رفتم داخل و یونگی هم پشت...

THE DARK SHADOWS

عشقی حقیقی پارت ۱۲

دوست دختر کوچولوی من ویو پیش بزرگترا م/جس: پدر جان واقعا سل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط