#چانمین
#چانمین
part:2
بعد اتمام حرفش لباش و روی لبام گذاشت، سعی کردم با دستام هلش بدم عقب که منو به دیوار چسبوند و دستامو بالای سرم قفل کرد.
سونگمین: چان...بس...
که چان با لباش صدای سونگمینو خفه کرد.
چان: اگه قرار باشه اینجوری لج کنی من میدونم با تو.
و بعد شروع به مک زدن لبای سونگمین
کرد.
کم کم سونگمین هم همکاری کرد
بعد چند مین هر دو از هم جدا شدن و نفس نفس میزدن.
ویو نویسنده:
سونگمین: چان و اروم به عقب هل داد و رفت و روی مبل نشست، چان هم کنارش نشست و خوراکی هارو جلوش گذاشت.
چان: اینم از جایزه ات
سونگمین خوراکی ها رو برداشت و یه فیلم گذاشت و دوتایی شروع به خوردن کردن.
فیلم کم کم به صحنه اهم اهم میرفت که سونگمین از خجالت قرمز شده بود.
چان: چرا قرمز شدی
سونگمین: من؟ نه بابا
چان: خجالت کشیدی؟
سونگمین: مگه بچه ام
part:2
بعد اتمام حرفش لباش و روی لبام گذاشت، سعی کردم با دستام هلش بدم عقب که منو به دیوار چسبوند و دستامو بالای سرم قفل کرد.
سونگمین: چان...بس...
که چان با لباش صدای سونگمینو خفه کرد.
چان: اگه قرار باشه اینجوری لج کنی من میدونم با تو.
و بعد شروع به مک زدن لبای سونگمین
کرد.
کم کم سونگمین هم همکاری کرد
بعد چند مین هر دو از هم جدا شدن و نفس نفس میزدن.
ویو نویسنده:
سونگمین: چان و اروم به عقب هل داد و رفت و روی مبل نشست، چان هم کنارش نشست و خوراکی هارو جلوش گذاشت.
چان: اینم از جایزه ات
سونگمین خوراکی ها رو برداشت و یه فیلم گذاشت و دوتایی شروع به خوردن کردن.
فیلم کم کم به صحنه اهم اهم میرفت که سونگمین از خجالت قرمز شده بود.
چان: چرا قرمز شدی
سونگمین: من؟ نه بابا
چان: خجالت کشیدی؟
سونگمین: مگه بچه ام
- ۳۳۲
- ۱۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط