بـــهـــش گـــفـتــم

بـــهـــش گـــفـتــم

دســتــتــو بـــزار رو قــــرآڹ و بـــگو

تـــا اخــر با مـــــنــــۍ ....!

دســـتــشـــو گـــذاشــــت رو قــــرآڹ و

زد زیـــــر گــریـــه گــفـــت:

بـــــخـــدااا عـــــاشـــــق یــــکـــے دیــگــــــه ام.....!

"بسلامتیه صداقتش
دیدگاه ها (۷)

سوختنم...رادیدےوخندیدے..خنده ات...رادیدم وسوختم...خنده هایم....

دلم از درد دنیا ...تنگَ تنگَ است...چرا درها به رویم...سنگ سن...

بابایی تو قلب منیحتی اگه دیگه پیشم نباشی.تقدیم به کسانی که ب...

تقدیم به پدرانی که کنارمان نیستند...آنقَدَر وسوسه دارم بنویس...

Part ⁴³The name of the story: Madness hall(تالار جنون)با تعج...

رومان عشق مافیا پارت 16 از زبان ا/تبه آدماش گفت ببرنمون به ق...

عاشقانه های شبنم

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 178♡⁠。⁠)⁩بغضم ص...

دقیقاً دوستام بعضیاشون میگن خیلی سردی و ازت خوشم نمیاد منم ا...

رومان عشق مافیا پارت 31از زبان ا/تگفتم : نه..مامان تو نباید ...

دامبلدور:(( خب ما نمیتونیم کاری کنیم حق با ا.ت بوده.))زن موه...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۹: بزرگ‌ترین خطرشب عمیق‌تر شده بود.صدای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط