آئين شب يلدا (شهو زمسان) درکوردستان
آئين شب يلدا (شهو زمسان) درکوردستان
بخش پنجم
درشب یلدا حكايات وافسانه گفتن ها ادامه داشت تا موقع شام و خوردن ميوه و تنقلات؛ شام شب چله معمولاً دلمه بود و هم دلمه برگ مو و هم دلمه برگ كلم، كه در كنار آن ظرفهايي حاوي رُبّ انار (دوشاب) يا شيره انگور و روغن حيواني كه هركس به ميزان ذائقه خود روي دلمه كلم ميريختند. اين نوع شام از زمانهاي بسيار دور در سنندج مرسوم بوده و هنوز هم مرسوم است. اين خوراك چنان مطلوعيت دارد از اندازه و ظرفيت خود بيشتر ميخورند. در لابهلاي دلمه ماهيچه و گوشت و دونبه نيز بود و در گذشته كه تنوع غذاها كمتر بود و خوراكهاي مفصل و پر گشت و خوشمزه در اعياد و شبهاي مخصوص بود. امّا در حال حاضر آن پرخوريهاي زمان قديم كمتر است زيرا شيوه تغذيه تغيير كرده است، به هر حال بعد از صرف شام اولين چيزي كه ميخوردند (كالك تورش) بود يعني خربزهاي كه در داخل تفاله سركه در خم ميانداختند. نوع اين خربزه در قديم از جزيره (سارهوقاميش) بود كه كوچك و بسيار معطر و شيرين بود كه در اواخر فصل خربزه چند عدد از آنها را براي ترش شدن داخل تفاله سركه ميانداختند و تا شب چله ترش ميشد و داخل خربزه پر آب شده و آب آن را ترش و شيرين بود و بسيار خوشمزه داخل ظرفي جداگانه ريخته و خود خربزه را قاچ كرده و ميخوردند و براي اينكه چربي غذا را تحليل ببرد آخر سر هركس مقداري آب خربزه ترش را سر ميكشيدند. علاوه بر خربزه ترش هندوانه، سيب، انار دانه شده در كاسههاي چيني، انجير خشك، گلابي، بِه و تخمه بو داده كدو و گندم برشته كه با شيره گز اميني مخلوط كرده و به اندازه يك تخممرغ به هم چسبانيده و آن را (دانه و كهزو) ميگفتند كه بسيار مورد علاقه بچهها بود. كشمش و گردو، نقل رنگي، چند نوع تنقلات ديگر و حلاه شب چراي مفصل بود. هنوز هم اين مراسم تا حدود زيادي قرار است مادر و مادر بزرگها خربزه ترشها را بيشتر از اندازه خانوار و در خم مياندازند زيرا بر اين اعتقادند كه براي كساني كه امكان ندارند خربزه ترش درست كنند از اقوام، آشنايان و مخصوصاً خانوادههايي كه زن آبستن در خانه دارند و به زبان كردي (بثزگ ئةكةن) *** دادند و اگر براي اين خانهها نفرستند وجدانشان آرام نخواهد گرفت و خود را گناهكار حس ميكنند حتي ممكن است رابطهاي با آنها نداشته باشند و اين كار خارج از كليه مسائل است و آن خانه هم ميپذيرند و دست آنها را رد نميكنند.
بخش پنجم
درشب یلدا حكايات وافسانه گفتن ها ادامه داشت تا موقع شام و خوردن ميوه و تنقلات؛ شام شب چله معمولاً دلمه بود و هم دلمه برگ مو و هم دلمه برگ كلم، كه در كنار آن ظرفهايي حاوي رُبّ انار (دوشاب) يا شيره انگور و روغن حيواني كه هركس به ميزان ذائقه خود روي دلمه كلم ميريختند. اين نوع شام از زمانهاي بسيار دور در سنندج مرسوم بوده و هنوز هم مرسوم است. اين خوراك چنان مطلوعيت دارد از اندازه و ظرفيت خود بيشتر ميخورند. در لابهلاي دلمه ماهيچه و گوشت و دونبه نيز بود و در گذشته كه تنوع غذاها كمتر بود و خوراكهاي مفصل و پر گشت و خوشمزه در اعياد و شبهاي مخصوص بود. امّا در حال حاضر آن پرخوريهاي زمان قديم كمتر است زيرا شيوه تغذيه تغيير كرده است، به هر حال بعد از صرف شام اولين چيزي كه ميخوردند (كالك تورش) بود يعني خربزهاي كه در داخل تفاله سركه در خم ميانداختند. نوع اين خربزه در قديم از جزيره (سارهوقاميش) بود كه كوچك و بسيار معطر و شيرين بود كه در اواخر فصل خربزه چند عدد از آنها را براي ترش شدن داخل تفاله سركه ميانداختند و تا شب چله ترش ميشد و داخل خربزه پر آب شده و آب آن را ترش و شيرين بود و بسيار خوشمزه داخل ظرفي جداگانه ريخته و خود خربزه را قاچ كرده و ميخوردند و براي اينكه چربي غذا را تحليل ببرد آخر سر هركس مقداري آب خربزه ترش را سر ميكشيدند. علاوه بر خربزه ترش هندوانه، سيب، انار دانه شده در كاسههاي چيني، انجير خشك، گلابي، بِه و تخمه بو داده كدو و گندم برشته كه با شيره گز اميني مخلوط كرده و به اندازه يك تخممرغ به هم چسبانيده و آن را (دانه و كهزو) ميگفتند كه بسيار مورد علاقه بچهها بود. كشمش و گردو، نقل رنگي، چند نوع تنقلات ديگر و حلاه شب چراي مفصل بود. هنوز هم اين مراسم تا حدود زيادي قرار است مادر و مادر بزرگها خربزه ترشها را بيشتر از اندازه خانوار و در خم مياندازند زيرا بر اين اعتقادند كه براي كساني كه امكان ندارند خربزه ترش درست كنند از اقوام، آشنايان و مخصوصاً خانوادههايي كه زن آبستن در خانه دارند و به زبان كردي (بثزگ ئةكةن) *** دادند و اگر براي اين خانهها نفرستند وجدانشان آرام نخواهد گرفت و خود را گناهكار حس ميكنند حتي ممكن است رابطهاي با آنها نداشته باشند و اين كار خارج از كليه مسائل است و آن خانه هم ميپذيرند و دست آنها را رد نميكنند.
- ۱.۱k
- ۲۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط