لَعنَتـ بِہ مَنـ..!

لَعنَتـ بِہ مَنـ..!
میدانَمـ دوستَمـ ندارے!
اَمآ باز هَمـ
نِگاهَمـ کہِ بِ عَکسـ هایتـ میُفتَد..
بہِ لَبخَند هایی کہِ نقاشے شُده روے صورَتتـ
دوباره و دوباره..
دِلـ و دینَمـ را میبازَمـ
لعنَتـ بِہ مَنـ..!
دیدگاه ها (۲)

⇜ *مثل ونگوگی که شب های تاریکش رو با ستاره ها نقاشی می‌کرد، ...

`` قشنگ ترین اشتباه ``chaoter : ²part : ⁵_ «ا.ت؟»+ «بله؟»_ «...

عاقبتــ روزی مـزار سـرد مـن   معبـد دنجـی برایتــ میشـودعکـس...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆   ۵ پارتجینا دستش رو روی بازو...

پارت ۱۲ #پشت غرورتاما هنوز به در خیره بود.«لیام... من فکر کن...

پُشتِ مَرز دوست داشتنپارت دومویو تهیونگ :همین که سرم رو بالا...

باید از خودم معذرت‌خواهی کنم...از خودم بابت تمام روزهایی که ...

بعضی وقت‌ها پشت یک لباسِ رسمی، یک دلِ خیلی مهربان پنهان شده…...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط