تابستون باشه...

تابستون باشه...
تن بچمون ی شلوارک باشه...
ی کفش تابستونی ...
ی جوراب قهوه ای...
ی تی شرت سفید باطرح عروسکی...
ی کلا مخملی قهوه ای سرش...
وای بازوها و پاهاش سفید و نرمش معلوم باشه...
ی دستشو تو بگیری...
ی دستشو من...
بینمون تاتی تاتی راه بیاد...
بد دخترا تو خیابون بگن: وای چقد نازه
چقد جیگره
بد من بگم ب باباش رفته تو بگی مامانش تویی
بدش نی نی مونم مث بُز زل بزنه بهمون و ی خنده بکنه ک.دندونای خرگوشیش ک تازه در اومده معلوم بشه و اب دهنش را بیوفته
دیدگاه ها (۷)

P3ویو کیسوکه:از اتاق اومد بیرون از اونجایی ک من تو خونه زیاد...

رمان عشق ممنوع

KIM V

پارت: 23 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*ساعت هشت صبح، راهروی دبیرس...

فصل دومپارت پنجم | اولین قرار واقعیخورشید کم‌کم بالاتر آمده ...

[•] عمارت عشق [•] part: 10چویا به لباسای تو دست دازای نگاه ک...

KIM V

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط