عجبــــ وفـــایـــی دآرد این دلتنگــــی…!

عجبــــ وفـــایـــی دآرد این دلتنگــــی…!


تنهـــــاش که میـــذآریـــی میــری تو جمـــع و کلّی میگـــی و میخنــــدی…


بعد کـــه از همه جـــدآ شدی از کـُنـــج تآریکـــی میآد بیرون
می ایستـــه بغـــل دستــتــــ …


دســتـــ گرمشـــو میذاره رو شونتــــ
دیدگاه ها (۳)

...آهــــــــــــــای تـــــــــــــو که دلتــــــــــــــــ...

گاهی تــــــــــــو . . . گاهی یــــــــاد تـــــــــو . . ....

روزهاست" من" و"فراموشی" .............سر تو"جنگ" داریم..........

در حضور خارها هم میشود یک یاس بود . . .در هیاهوی مترسکها پر ...

عنوان: به عنوانِ دوست پسرت (یوتا اوکوتسو)وقتی با هم راه می‌ر...

#تکپارتیموضوع:(وقتی مست می‌کنه)خیلی نگرانم شدی؟بنگچان/ا.تاون...

تکپارتی

سناریو بلو لاکموضوع : اگه موقع آشپزی دستمون رو با چاقو ببریم...

هـوا مـه آلـودهـ....دلـتـنـگـتـم.مـیـشـه بــبــرمـِت بــا هـ...

سناریو/زندگی نامهپارت سوم سوما به سمت کیوشی میدوه و گوشه است...

وقتی داشتی آشپزی میکردی…

پارت: 24 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*«زین؟» صداش زدم. انتظار دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط