فرشتہ ، آسمون انگار، خلاصہ س تو دو تا بالت!

فرشتہ ، آسمون انگار، خلاصہ س تو دو تا بالت!
تو مے گے آخرش یڪ شب ، میان از ماہ دنبالت !
میان، مے رے ، نمے مونے ، تو مال آسمونایے !
زمین جاے قشنگی نیست ، براے تو ڪہ زیبایے !

★‌
دیدگاه ها (۱)

تمام ترسم از این است ڪهیڪ شب بخواهی به خوابم بیاییو من همچنا...

شهید جواد پرویزی محل شهادت : شیراز چرا صورت پر نورت را برایم...

شب، همیشه شبیه یک آینه‌ست؛ آینه‌ای که آدم را با خودش تنها می...

(Verse 1)I am the sun, burning in endless daysمن خورشیدم، پر...

تو که در باغِ جتسیمانی، عرق چون قطراتِ خون از پیشانی‌ات چکید...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❺_بخش دوم_ از کشویم یک پد بهداشتی برمی‌دارم می‌چ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط