𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎
𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎
part:19
ویو بنگچان
بدون اینکه به حرفای مین سول توجه کنم لبامو روی لباش گزاشتم
متوجه شدم که از این حرکتم مین سول شوکه شده ولی باهام همراهی میکرد
هر لحظه احساس میکردم بیشتر دارم تحریک میشم
با ولع لب های مین سول و میبوسیدم
اونقدر غرق بوسه شده بودم که نفهمیدم کی به تخت رسیدیم و من روی مین سول خیمه زدم
بعد از اینکه نفس کم آوردیم از لب های مین سول دل کندم و به سمت گردنش حرکت کردم
شروع کردم به گزاشتن مارک های پر رنگ روی گردن مین سول
دوباره به سمت لباش حرکت کردم در همین حین دستم و به سمت بدن مین سول بردم
یه لحظه توقف کردم
نه...من نمیتونستم فقط برای اینکه نیاز خودمو برطرف کنم از مین سول سواستفاده کنم
هنوز برای اینکه رابطه داشته باشیم زود بود
به چشم های مین سول خیره شدم که داشت با تعجب بهم نگاه میکرد
بوسه ای روی چشماش کاشتم و گفتم
+متاسفم![فک کردین قراره با هم نماز بخونن؟سخت در اشتباهید🧎♀️📿]
هنوز احساس تحریک شدگی رو داشتم پس سریع بلند شدم و به طرف حموم حرکت کردم
بعد از اینکه لباس هامو در آوردم دوش آب سرد و باز کردم
اصن اهمیت به اینکه آب سرده ندادم فقط باید حالم بهتر میشد
ویو مین سول
هنوز توی شوک بودم
یعنی چی باعث شده بود چان اینطوری رفتار کنه؟
سعی کردم از افکارم خارج بشم پس لباس هامو عض کردم و روی تخت منتظر چان موندم تا ازش رفتار این کارش و بپرسم
ویو بنگچان
بعد از اینکه حس کردم بهتر شدم لباس هامو پوشیدم و دیدم که مین سول روی تخت نشسته
-حالت خوبه؟
+من باید این سوال و بپرسم!
+متاسفم که اینطوری رفتار کردم!
-نه چان چرا معذرت خواهی میکنی،نمیخوای بگی چی شده؟
نمیخواستم بهش بگم الارا برای اینکه باهام بخوابه توی شرابم تحریک کننده ریخته مطمئن بودم که ناراحت و عصبانی میشه
+میشه الان استراحت کنیم؟قول میدم فردا با هم حرف بزنیم!
بعد از چند ثانیه مکث مین سول گفت
-باشه!
به سمت تخت رفتم و کنار مین سول دراز کشیدم
مین سول و توی آغوشم گرفتم و شروع کردم به نوازش کردن موهاش
+عاشقتم!
در جوابم مین سول بوسه ی آرومی روی گونه ام کاشت و گفت
-منم*لبخند*
فردا
ویو بنگچان
با صدای آلارم از خواب پا شدم مین سول هنوز توی بغلم بود
موهای توی صورتشو کنار زدم که متوجه شدم بیداره
-صبح بخیر!
+صبح تو هم بخیر*لبخند*
-چانی؟
+جونم؟
-نمیخوام بحث و باز کنم ولی میشه بگی دیشب چه اتفاقی افتاد!
توی چشمای مین سول زل زدم و گفتم
+دیشب فقط یکم حالم خوب نبود فک کنم یکم مست شده بودم بخاطر همین دست و پامو گم کردم!
-پس چرا..؟
توی حرف مین سول پریدم و گفتم
+نمیخواد چیزی بگی مین سول!من آدمی نیستم که برای رفع نیاز های خودم ازت سواستفاده کنم لیلیومم،باشه؟[جنتلمنعلیییی🛐]
ویو مین سول
با حرف چان لبخندی زدم
اون به معنای واقعی کامل بود...مطمئنم هر کس جای اون قطعا اون کار و میکرد
واقعا از این موضوع خوشحالم که چان و به عنوان معشوقم پذیرفتم
اسلاید دوم وایب چان داخل فیکه🛐🛐
شرط:۷ تا بازنشر/۳۰ تا کامنت/۴۰ تا لایک🍒
part:19
ویو بنگچان
بدون اینکه به حرفای مین سول توجه کنم لبامو روی لباش گزاشتم
متوجه شدم که از این حرکتم مین سول شوکه شده ولی باهام همراهی میکرد
هر لحظه احساس میکردم بیشتر دارم تحریک میشم
با ولع لب های مین سول و میبوسیدم
اونقدر غرق بوسه شده بودم که نفهمیدم کی به تخت رسیدیم و من روی مین سول خیمه زدم
بعد از اینکه نفس کم آوردیم از لب های مین سول دل کندم و به سمت گردنش حرکت کردم
شروع کردم به گزاشتن مارک های پر رنگ روی گردن مین سول
دوباره به سمت لباش حرکت کردم در همین حین دستم و به سمت بدن مین سول بردم
یه لحظه توقف کردم
نه...من نمیتونستم فقط برای اینکه نیاز خودمو برطرف کنم از مین سول سواستفاده کنم
هنوز برای اینکه رابطه داشته باشیم زود بود
به چشم های مین سول خیره شدم که داشت با تعجب بهم نگاه میکرد
بوسه ای روی چشماش کاشتم و گفتم
+متاسفم![فک کردین قراره با هم نماز بخونن؟سخت در اشتباهید🧎♀️📿]
هنوز احساس تحریک شدگی رو داشتم پس سریع بلند شدم و به طرف حموم حرکت کردم
بعد از اینکه لباس هامو در آوردم دوش آب سرد و باز کردم
اصن اهمیت به اینکه آب سرده ندادم فقط باید حالم بهتر میشد
ویو مین سول
هنوز توی شوک بودم
یعنی چی باعث شده بود چان اینطوری رفتار کنه؟
سعی کردم از افکارم خارج بشم پس لباس هامو عض کردم و روی تخت منتظر چان موندم تا ازش رفتار این کارش و بپرسم
ویو بنگچان
بعد از اینکه حس کردم بهتر شدم لباس هامو پوشیدم و دیدم که مین سول روی تخت نشسته
-حالت خوبه؟
+من باید این سوال و بپرسم!
+متاسفم که اینطوری رفتار کردم!
-نه چان چرا معذرت خواهی میکنی،نمیخوای بگی چی شده؟
نمیخواستم بهش بگم الارا برای اینکه باهام بخوابه توی شرابم تحریک کننده ریخته مطمئن بودم که ناراحت و عصبانی میشه
+میشه الان استراحت کنیم؟قول میدم فردا با هم حرف بزنیم!
بعد از چند ثانیه مکث مین سول گفت
-باشه!
به سمت تخت رفتم و کنار مین سول دراز کشیدم
مین سول و توی آغوشم گرفتم و شروع کردم به نوازش کردن موهاش
+عاشقتم!
در جوابم مین سول بوسه ی آرومی روی گونه ام کاشت و گفت
-منم*لبخند*
فردا
ویو بنگچان
با صدای آلارم از خواب پا شدم مین سول هنوز توی بغلم بود
موهای توی صورتشو کنار زدم که متوجه شدم بیداره
-صبح بخیر!
+صبح تو هم بخیر*لبخند*
-چانی؟
+جونم؟
-نمیخوام بحث و باز کنم ولی میشه بگی دیشب چه اتفاقی افتاد!
توی چشمای مین سول زل زدم و گفتم
+دیشب فقط یکم حالم خوب نبود فک کنم یکم مست شده بودم بخاطر همین دست و پامو گم کردم!
-پس چرا..؟
توی حرف مین سول پریدم و گفتم
+نمیخواد چیزی بگی مین سول!من آدمی نیستم که برای رفع نیاز های خودم ازت سواستفاده کنم لیلیومم،باشه؟[جنتلمنعلیییی🛐]
ویو مین سول
با حرف چان لبخندی زدم
اون به معنای واقعی کامل بود...مطمئنم هر کس جای اون قطعا اون کار و میکرد
واقعا از این موضوع خوشحالم که چان و به عنوان معشوقم پذیرفتم
اسلاید دوم وایب چان داخل فیکه🛐🛐
شرط:۷ تا بازنشر/۳۰ تا کامنت/۴۰ تا لایک🍒
- ۱.۲k
- ۲۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط