حقیقت را می دانم

حقیقت را می دانم
و می دانم که قلبم را می شکند
چیزی بگو فریادی بکش
نگاهم کن
تلخ شدی
تلخ تر از سیگارم
و حتی از فنجان قهوه ام
تو اینقدر تلخ نبودی
چیزی بگو
که نبودنت 
از اخرین کام سیگارم هم سنگین تر است.
دیدگاه ها (۶)

باید باشن!!!یه صبحهایی که چشماتو ببندی وباز کنی!و شب شه ...ش...

نور توییبتاب که باشم!آب تویی...نباشی از تشنگی میمیرم!هوا توی...

شب ها پشت هم مثل نخ های انتظار مثل حال خراب مندریا را بخوابا...

کاش بفهمی وقتی همه غرورمو میذارم زیر پامو میام بهت پی ام مید...

به یاد دارم که یک بار مرا جویا شدی که آیا هیچ یک از متون افس...

ای پدر…دیگر خسته شده‌ام.احساس می‌کنم از من روی برگردانیده‌ای...

قسم خوردم که در کفرت خودم پیغمبرت باشمتو حتی دیو هم باشی عزی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط