نامش را خوانده بودم یادش را هم نوشته بودم نامه ام را خوا

نامش را خوانده بودم یادش را هم نوشته بودم، نامه ام را خوانده بود و جوابش را خورده بود. می‌دانست دوست دارم کلمات با دست هایش به رقص در بیایند و نگاهشان کنم. اما این را دریغ می‌کرد.





انقدر خستم حال ادامه دادن این نوشته رو ندارم خب:(
دیدگاه ها (۳)

گفت تو زندگیت دائما گورکن بودی بدون اینکه بدونی، گفتم نه اشت...

در مخیله ات نمی گنجد اشک هایم برای وطنی که دیگر هیچ از آن ن...

پارت²

پارت¹

گیو تومیوکا/demon slayer/شیطان کش/فن آرت/جدید/new/art

بعد از عملیات استریکس پارت ۲یور:همممممم عجب خوابی دیدم ، ...

part23اسم رمان:رویای سلطنتییک سال بعد~~(حدود یک سال از این ج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط