دردِ من نیست ، که این درد پریشانی هاست

دردِ من نیست ، که این درد پریشانی هاست

این جنون لازمه ی کوچ بیابانی هاست

پشت من پهنه ی زخم است ، ولی شهر هنوز...

اولین دغدغه اش پینه ی پیشانی هاست

از کجا آمده ام ، آمدنم بهر چه بود ...؟

به کجا می روم این راه پشیمانی هاست ...

چند وقتی است که بی حوصله ام ، بی شعرم

چشمهایِ تو ولی رمز غزل خوانی هاست

من به جز (شعر) به جز( آه )بساطم خالی است ...

تو به جز عشق ، دلت صحنه ویرانی هاست

من پریشان به پریشانی چشمان تو ام ...

چشمهای تو پریشان به پریشانی هاست

می توان گفت نمک گیر نگاهم شده ای ...

بی نمک نیست اگر سفره بی نانی هاست

من کمی بیشتر از عشق تورا می فهمم

عشق راه و روشِ بچه دبستانی هاست   ...
دیدگاه ها (۴)

قطره عسلی بر زمین افتاد، مورچه کوچکی آمد و از آن چشید و خواس...

سلام ، صبح همگی بخیر ...

تازه فهمیدم که این بغضِ گلو مانده ی عشقچه بلاها که نیاورده س...

بی قرارم ، نه قراری که قرارم بشویمن مسافر شوم و سوت قطارم بش...

با همه ی بی سر و سامانی امباز به دنبالِ #پریشانی امطاقتِ فرس...

برای وصف چشم انداز چشم شوخ و شنگ توخیالم کوچ کرده سوی چشمان ...

از تو چه پنهان عاشقت بودم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط