ماه من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد !

ماه من ، چشمان زیبایت ، مرا دیوانه کرد !
با من دیوانه ، ای زیبای من ، سر می کنی؟

ساعتی پیشم نشین ، من خسته ام از زندگی
خستگی را از تنم ، با بوسه ای در می کنی؟
دیدگاه ها (۳)

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کندتو نباشی در وجودم درد چکّه...

ناگهان در کوچه دیدم بیوفای خویش راباز گم کردم ز شادی دست و پ...

جرم من بوسه و گیسوی سیاه تو طناب عشق قاضی شود و حکم من اعدا...

چشمان تو انگور و لبانت رطب استموها و بناگوش تو صبح است و شب ...

آن‌که رخسار تو را این همه زیبا می‌کردکاش از روز ازل فکر دل م...

یک شهر مرا زیر لبش زمزمه می‌کردجانا تو بگو با من دیوانه چه ک...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط