یادتون میاد اولین باری که دلتون نمیخواست تموم بشه کی وکجا

یادتون میاد اولین باری که دلتون نمیخواست تموم بشه کی وکجا بود؟
من اولین باراین حس روتو یه تولد موقعی که خیلی کوچیک بودم تجربه کردم
حاضر بودم تموم دندونهای شیری لقُ نیمه لقم رو بدم
ولی اون شب
اون تولد
اون احساس خوب تموم نشه
اما همه اش تموم شد.

یا اون روزی که با بابابزرگ رفته بودیم خرید
بابابزرگ همیشه کلاه شاپو میذاشت
خیلی بهش میومد
همیشه تو ذهنم با همون کلاه یادش میارم
یه زنبیل قدیمی داشت، فرقی نداشت کجا میره یا با کی میره
اون زنبیل همیشه باهاش بود
حاضربودم همه دوستای کوچه قدیمیمون رو ازدست بدم ولی اون روزخرید با بابابزرگ تموم نشه
دست های خشک وبزرگش ازم جدا نشه، اما اون روزتموم شد.

آخرین اردوی دبستان سه نفری بالای ساختمون اون اردوگاه که پشتش آبی دریا بودُ دریا
توبغل هم بودیم ونهایت سعیمون رومیکردیم که تو لبخندزدن نفراول باشیم تا عکاس عکس بگیره و عکس رونگه داریم تااونجایی اززندگی که موهامون دیگه مشکی،خرمایی وبور نباشه.
حاضر بودم سه بار عرض اون دریا رو شنا کنم ولی اونروز
اون اردو
اون لبخند
اون فشاردست عکاس روی شاترتموم نشه
اما اونروزم تموم شد.
نمیخواستم هیچکدوم این روزها تموم بشن اما شدند.
روزهای خوب میگذرند مثل روزهای بد
هیچی ازشون باقی نمیمونه جز چندتاخاطره
و چند تا عکس
از یک جایی به بعدسرعت گذرروزها میشه مثل گذریک دقیقه
گذر ماه میشه عین گذشتن یک ساعت ناقابل
و بالاخره یک روزی میرسه که سرعت گذر سالها برامون میشه به اندازه پر کردن یک لیوان آب از آبریز یخچال و سرکشیدنش
بهار یعنی کم شدن یکسال دیگه ازفرصت آدمها
فرصت برای لذت بردن
بیشتر رقصیدن
سر رفتن از روی خنده
اشک ریختن از روی شوق
هق هق کردن ازروی موعد دلتنگی
فرصت برای مسافرتهایی که چشم براه ماهستند
برای آشنایی های کوچک و بزرگ جدید
برای دویدن توراه های نرفته بنظر ترسناک و یا هیجان انگیز
فرصت برای بغل های طولانی و دست دورگردن انداختنهای وقت بی وقت
فرصت برای بهترزندگی کردن دربدترین شرایط ممکن
بهار یعنی یکسال فرصت کمتر
میدانی نفس کشیدن با زندگی کردن فرق دارد
کمی زندگی کنیم
فقط همین.

پ.ن:با اومدن بهار یه سال بزرگتر میشم(:
بهـار بـیســت و ســه سالــگــیم ســلام🙆
لطــفا خــوب باش و بـرام خــاطره هـایِ خـوب بـساز💕

تــــــــــــــولـــــــــــــدم مـــــــــــبارکـــــــــ🎂 🎈 🎉
دیدگاه ها (۲۰)

بچه ها مربوط به پست قبل یادم رفت توضیح بدم درباره ی سه تای ا...

‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𓍯 ‌ ‌La Chapelle weibo ❕«فقط سه روز ...

پارت ۱۰..خب مصلا جشن تموم شد و همه رفتن....اینجا قراره اتفاق...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

P18از شانس گوهم اون سه تا پیرزن فوضل واحد های کناریمون هم ت...

رمان اسیر خان پارت پنجم 5

بچها این دوستم رو میشناسید دیگه؟ توی خیلی از پست ها و استوری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط