تو همانی که دلم لک زده لبخندش را

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را

منم آن شاعر دلخون که فقط خرج تو کرد
غزل و عاطفه و روح هنرمندش را

از رقیبان کمین کرده عقب می ماند
هر که تبلیغ کند خوبی دلبندش را

مثل آن خواب بعید است ببیند دیگر
هر که تعریف کند خواب خوشایندش را

مادرم بعد تو هی حال مرا می پرسد
مادرم تاب ندارد غم فرزندش را

عشق با اینکه مرا تجزیه کرده است به تو
به تو اصرار نکرده است فرایندش را

قلب من موقع اهدا به تو ایراد نداشت
مشکل از توست اگر پس زده پیوندش را

حفظ کن این غزلم را که به زودی شاید
بفرستند رفیقان به تو این بندش را:

منم آن شیخ سیه روز که در آخر عمر
لای موهای تو گم کرد خداوندش را
دیدگاه ها (۱۶)

سلام بچه ها داداش زانکو فکرکنم پروفشو ازدست داده الان با پرو...

سلام بازم تولد داریم تولد دوست خوبمون یاسمین جانگلم به زبون ...

من هوا را بی نفسهای "تو" حاشا می کنمتار و پود عشق را در "تو"...

ترسم این است نیایی نفسم تنگ شودنقش رویایی تو هی کم و کم رنگ ...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

رمان لونا و ویلیام: قسمت ۵

اسم: عشقی در تاریکی جنگلپارت ۹(از زبان راوی)هوا بعد از حرف‌ه...

نمیبخشمت p.22

دختری که ملکه ی جهنم شد

پارت۷(درعمق نگاه تو)سوار تاکسی شد، نزدیک دوازده شب بود. بعد ...

رمان لونا و ویلیام قسمت ۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط