Part1

Part1
«آتریسا»
صبح با صدای زنگ گوشیم از خواب پاشدم با دیدن اسم نهال سیخ سر جام نشستم.. و جواب دادم:
_الو...
_کدوم گوررری هستی سه ساعته اینجا منتظر جنابعالی هستیمااااااا
_دو دیقه دیگه پایینم
مگه ساعت چنده؟وااااای بازم دیر کردم فوری رفتم دستشویی و بعد از انجام کار های اولیه که به شما مربوط نیست و شستن دست و صورتم در کمدمو باز کردم و بعد از کلی فکر کردن بالاخره تصمیم گرفتم یه مانتوی آبی خوشگل و ساپورت و شال مشکی پوشیدمـ و رفتم جلوی اینه برای ارایش .....وااااای چرا شبیه انسان های اولیه شدمـ؟ به خاطر کمبود وقت یه ارایش مختصر کردم! خب دیگه حاضر بودم سریع از اتاقم رفتم بیرون و یه لقمه بزرگو چپوندم تو دهنم و بعد از پوشیدن کفشای کالجم از خونه زدم بیرون.
@roman_khooob
دیدگاه ها (۳)

Part2سوار آسانسور شدم و با دیدن آقای عظیمی یه سلام خشک و خال...

Part3_بفرماییددرکلاسو بازکردیم و رفتیم داخل که حسینی گفت چرا...

اکیپ پسرامون

اکیپ دخترامون

part : 40chapter : 2آروم آروم از راهرو رد شدم و در اتاق ویلی...

Part13خب نهال فوری رفت و فلششو زد به اسپیکرا* و بعد از کلی گ...

Part14حالا لالای لالایلالالای لای لالایخانوم پایه مسابقه هست...

فیک جین (My sweet love) part16

اسم فیک : اون واسه منه p35ویو کوک ~من چی فکر کردم خب متمعنن ...

#پارت59از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجیدم، گوشی رو میز آرایش ...

#زوال_عشق💕 #پارت_هشتاد_و_شیش💕 #مهدیه_عسگری💕 حتما الان ماما...

فیک کوک پارت ۲

پآرت23. دلبرک شیرین آستآد

#وقتی_که_آرزوها_میمیرند پارت۴زهور وااای خدا حالا این مگه ول ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط