فقیری به ثروتمندی گفت:

فقیری به ثروتمندی گفت:
اگر من در خانه ی تو بمیرم، با من چه می کنی؟
ثروتمند گفت:
تو را کفن می کنم و به گور می سپارم.
فقیر گفت:
امروز که هنوز هم زنده ام، مرا پیراهن بپوشان و چون مُردم، بی کفن مرا به خاک بسپار...
دیدگاه ها (۱)

ﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻣﺒﺎﺭﮎ ﺑﻪ ﺣﺞ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺧﻮﺍﺏ ﺩﯾﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﺍﯼ ﺑ...

‏ولی چه حس خوبیه اینکه بدونی یه نفر فقط یه نفر تو این دنیای ...

پدرم فقیر بود؛پدربزرگم هم فقیر بود!و من فرزندی ندارم؛ ...

بچه های فقیر فقط در زنگ انشا ، تعطیلات را به کنار دریا می رو...

☆☆☆N☆☆☆☆می شود تنها شويم يک بوسه از چشمت کنمحلقه ی پيوندمان ...

من گریه می‌کنم که تماشا کنی مرا😢مانند طفل گمشده پیدا کنی مرا...

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط