مال من باش
مال من باش
Part:17
~~~لارا ویو ، فردا صبح~~~
داشتم سوابق کارکنا رو میخوندم و کارهایی که تا به حال انجام دادن...
لی هانا
پارک چهیونگ
جانگ ته مین
همه رو چک کرد ، اما مال آجوشی ته مین یکم عجیب بود...
مثلاً گزارش ها اینطور بود که...
عملیات انبار سانگهون ✓
عملیات پارتی بلک لایتس ✓
عملیات انبار سیاه
عملیات گشت جنگل ✓
عملیات آموزشی ✓
عملیات انبار سیاه
برام عجیب بود ، جلوی همشون تیک داشت ، هر کدوم فرق داشت موضوعشون ، اما یه دونه انبار ، انبار سیاه ، هیچ تیکی نداشت... حدودا دوبار هم تکرار شده بود..
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لارا رفت پیش یکی از دستیار های پدر سوهو...
ـ امم ، آقای هان ، میخواستم بدونم شما میدونید انبار سیاه کجاست؟
هان با تعجب نگاه لارا کرد...
ـ فکر میکردم بدونی دخترم ، بیا عزیزم اینم آدرس ، یه کارخونه متروکه هست که ما کردیمش انبار...
ـ ممنون آجوشی...ممنون...
لارا ویو...
هنوز نمیدونستم این کیه ، مطمئن نبودم قاتل همینه یا نه پس به سوهو چیزی نگفتم ، از بانوی بزرگ اجازه خروج گرفتم و از عمارت اومدم بیرون ، آها راستی باید بگم چرا فقط نگفتم بانو ، مثل اینکه یه .دختر تو همین خانواده هست که بانوی جوانه ، تا حالا ندیدمش ، اصلا نیستش انگار ، نمیدونم ، اما این لقب «بانوی جوان» مال اونه و باید مادر سوهو رو بانوی بزرگ صدا کرد... .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لارا بدون ماشین رفت ، تنها... هیچکس خبر نداشت... دید آقای جانگ وارد انبار شد...
پشت سرش لارا وارد شد ، وایساده تا جانک بره طبقه دوم...همسن که اومدم بزه سمت پله ها دستی روی شونش نشست...
ـ دنبال چی میگردی جئون؟
لارا از ترس برگشت...
ـ ارباب جوان ، شما.. اینجا...من...من
سوهو هوفی از سر کلافگی کشید و دست به کمر وایساد...
ـ دختر جون ، فکر کردی فقط خودت متوجه جانگ ته مین شدی؟
ـ پس شما هم میدونید ، درسته؟
ـ سه هفتست ، سه هفته که میدونم.
سوهو ادامه داد....
ـ اینکه جاسوسه پیداست ، فقط نمیدونم برای کدوم بی پدری کار میکنه
ـ ارباب ، ببخشید که ازتون اجازه نگرفتم...
خنده گرمی از توی گلوی سوهو خارج شد
ـ مهم نیست کوچولو ، حالا بیا بریم تو ماشین من ، اینجا خطریه...
ادامه دارد...
Part:17
~~~لارا ویو ، فردا صبح~~~
داشتم سوابق کارکنا رو میخوندم و کارهایی که تا به حال انجام دادن...
لی هانا
پارک چهیونگ
جانگ ته مین
همه رو چک کرد ، اما مال آجوشی ته مین یکم عجیب بود...
مثلاً گزارش ها اینطور بود که...
عملیات انبار سانگهون ✓
عملیات پارتی بلک لایتس ✓
عملیات انبار سیاه
عملیات گشت جنگل ✓
عملیات آموزشی ✓
عملیات انبار سیاه
برام عجیب بود ، جلوی همشون تیک داشت ، هر کدوم فرق داشت موضوعشون ، اما یه دونه انبار ، انبار سیاه ، هیچ تیکی نداشت... حدودا دوبار هم تکرار شده بود..
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لارا رفت پیش یکی از دستیار های پدر سوهو...
ـ امم ، آقای هان ، میخواستم بدونم شما میدونید انبار سیاه کجاست؟
هان با تعجب نگاه لارا کرد...
ـ فکر میکردم بدونی دخترم ، بیا عزیزم اینم آدرس ، یه کارخونه متروکه هست که ما کردیمش انبار...
ـ ممنون آجوشی...ممنون...
لارا ویو...
هنوز نمیدونستم این کیه ، مطمئن نبودم قاتل همینه یا نه پس به سوهو چیزی نگفتم ، از بانوی بزرگ اجازه خروج گرفتم و از عمارت اومدم بیرون ، آها راستی باید بگم چرا فقط نگفتم بانو ، مثل اینکه یه .دختر تو همین خانواده هست که بانوی جوانه ، تا حالا ندیدمش ، اصلا نیستش انگار ، نمیدونم ، اما این لقب «بانوی جوان» مال اونه و باید مادر سوهو رو بانوی بزرگ صدا کرد... .
~~~~~~~~~~~~~~~~~~~
لارا بدون ماشین رفت ، تنها... هیچکس خبر نداشت... دید آقای جانگ وارد انبار شد...
پشت سرش لارا وارد شد ، وایساده تا جانک بره طبقه دوم...همسن که اومدم بزه سمت پله ها دستی روی شونش نشست...
ـ دنبال چی میگردی جئون؟
لارا از ترس برگشت...
ـ ارباب جوان ، شما.. اینجا...من...من
سوهو هوفی از سر کلافگی کشید و دست به کمر وایساد...
ـ دختر جون ، فکر کردی فقط خودت متوجه جانگ ته مین شدی؟
ـ پس شما هم میدونید ، درسته؟
ـ سه هفتست ، سه هفته که میدونم.
سوهو ادامه داد....
ـ اینکه جاسوسه پیداست ، فقط نمیدونم برای کدوم بی پدری کار میکنه
ـ ارباب ، ببخشید که ازتون اجازه نگرفتم...
خنده گرمی از توی گلوی سوهو خارج شد
ـ مهم نیست کوچولو ، حالا بیا بریم تو ماشین من ، اینجا خطریه...
ادامه دارد...
- ۳۰۹
- ۱۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط