داشتم با بابام میومدیم سمت خونه
داشتم با بابام میومدیم سمت خونه
۴تا دختر خوشگل سرخیابون ایستاده بودن هوا هم سرد بود
گفتم خوبه برسونیمشون ؟
بابام هم زد رو ترمز و گفت:خانما کجا تشریف میبرین؟
اونا هم گفتن:آخه جا نمیشیم
بابا در سمت منو باز کرده میگه:
ایشون همینجا پیاده میشن!!!
الان از بهزیستی پست میذارم
یکی بیاد منو به فرزندی قبول کنه
تازه جیش هم نمیکنم:(
۴تا دختر خوشگل سرخیابون ایستاده بودن هوا هم سرد بود
گفتم خوبه برسونیمشون ؟
بابام هم زد رو ترمز و گفت:خانما کجا تشریف میبرین؟
اونا هم گفتن:آخه جا نمیشیم
بابا در سمت منو باز کرده میگه:
ایشون همینجا پیاده میشن!!!
الان از بهزیستی پست میذارم
یکی بیاد منو به فرزندی قبول کنه
تازه جیش هم نمیکنم:(
- ۱.۲k
- ۰۸ آذر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط