جمعه از تمام غمگینی اش بود که

جمعه از تمام غمگینی اش بود که
دل به ایام هفته نمی داد..
وقتی هیچ عاشقانه ای دیگر
دل جمعه را برای
جیغ کشیدن های مشترک
در امتداد تمام تونل های چالوس
هوایی نمی کرد..

حالا من یک روز جمعه را خوب می فهمم...
می دانی..!
تنها که باشی
غربت را به ناف لحظه لحظه اش می بندد
وقتی پشت سر
تمام عاشقانه های آخر هفته حرف می زند
و پیش تمام خاطرات دلش گیر می کند
تا از دلگیری های تو تبعیت کند..
دیدگاه ها (۷)

موسیقی

سناریو از شخصیت های توکیو ریونجرز☆موقعیت:~» توی دفترت درباره...

بعضی آمدن‌ها،فقط ورقِ تقویم را عوض نمی‌کنند؛حالِ جهان را عوض...

غروب جمعه می‌رسه دوباره با ذکر یار🥲دوباره لحظه‌های ما سر میش...

وقتی منطق دیوار می‌کشد و عشق پنجره را باز می‌کند...روان‌شناس...

زیر باران، زن فرو می‌ریزد‌‌.‌.‌. نه فقط از خیس شدن، بلکه از ...

عشق…یک حالِ خوبِ بی‌دلیل است،در میان تمام زخم‌هایی که زندگی ...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷⑤_بخش دوم_سلام می‌کنیم.پشت سر وو...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط