من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار.

من بودم و همسایه ی دیوار به دیوار.
یک عاشـق و دیـوانه و بیمار به دیوار.

تو آن طـــرفِ فاصــله ی آجــری و من
یک قابِ که چسبیده‌ام انگار به دیوار.

انگار که یک ضربه زدی وقت قرارست
من ضـربه و تو ضـربه و دیدار به دیوار.

هربار سرم شانه و آغوش تورا خواست
من تـکـیه زدم جای تــــــــــو هـربار به دیوار.

انگشت تو رقاصه ی این محشر کبری
من گوش به دیوار و تو گیتار به دیوار.

ای کاش میان من و تو واسطه ای بود
عاشق شدم و کردمـش اقرار به دیوار.

هرچـند که تو رفتی و دیوار ترک خورد
من گوشه ی دیوار و وفادار به دیوار.
دیدگاه ها (۱)

تقدیم به همه زندگیم:🫀🫂از نگاهت نرگس تبدار، شاعر میشودآینه از...

وقتی میخواستی بری استخر ولی...¹امروز به درخواست و اصرار های ...

پارت ۵۲:خلوت دو نفره(یوجین)تقریبا نیمه شب بود و من دست به سی...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ²⁷...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~جِما برای چند ثانیه فقط نگاهش کرد.ا...

پارت ۳

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 120✦...................

پارت ۳۴ (هشدار کارای زیرپتویی و عذرخواهی بخاطر یک هفته.. شای...

Blood contract/رمان مافیایی (تهیونگ)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط