محوی زیبایی او

محوی زیبایی او
پارت ۲

ویو رزا
( جهش زمانی به ۷ روز بعد )
یه هفته از وارد شدنم به مدرسه میگذره مثل همیشه نفر اول سر کلاس بودم تا کمی درس رو مرور کنم بچه ها کم کم میومدن و کلاس پر شد یهویی یه پسر وارد کلاس شد همه با دیدن اون خوشحال شدن و رفتن سمتش من فقط تماشا میکردم لعنتی خیلی جذاب بود البته زرافه هم هست ( منظورش اینه که قدش خیلی بلنده ) روی صندلی نشست نگاهش به من خورد سریع سرم رو برگردوندم و قلبم بی اختیار سریع میتپید قلبم داشت از جاش در میومد
ویو تهیونگ
تو این ۷ روز خیلی خسته شدم حمله سختی برای باند بود وقتی از مدرسه برگشتم باند رو تقویت میکنم وارد کلاس شدم همه به سمتم اومدن و من سرد از کنارشون رد شدم جیمین تو گوشم زمزمه کرد

جیمین : یه هفته پیش یه تازه وارد اومده به مدرسه ، اونجاست

نگاهم رو به دختره دادم ولی انقدر سریع صورتشو برگردوند نتونستم ببینمش
استاد وارد کلاس شد

معلم: سلام بچه ها انگار مریضی تهیونگ بهتر شده و پیش ما برگشته خب همه گوش کنن میخوام پروژه ای سخت بهتون بدم و شما ها رو به گروه ۴ نفره تقسیم کردم
گروه ۱ : جونگ کوک ، جیمین ، تهیونگ، ....

&نیلسو( &علامت نیلسو )

معلم : اوه نه نیلسو نفر چهارم رزا هست

هع با ی تازه وارد هم گروهی شدم البته بهتر از نیلسوعه

نظرتون رو تو کامنتا بگید اگه بد بود بگید که بهتر کنم اخه یه تازه واردم

❤️حمایت شه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
دیدگاه ها (۴)

پارت ۱۱بعد از حرفی که جونگکوک زد، هر دو چند لحظه ساکت موندن....

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

like swan 🦢#like_swan𝑃𝑇 6ویو ات:صبح اولین روز مدرسه رسماً یک...

p²ویو تهیونگدختره رو بردم خونه...جیمین : سلا..این کیهههههتهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط