فدای تمام.وجودت..ممنونم که هستی..فدای ضربان های قلبت..هما

فدای تمام.وجودت..ممنونم که هستی..فدای ضربان های قلبت..همان ضربان هایی که برای من نبض میزند..دیووونه وار دوستت دارم..من خاک پاتم عمرم...


درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفت..
در من غزلی درد کشید و سر زا رفت..

سجاده گشودم که بخوانم غزلی را..
سمتی که تویی عقربه ی قبله نما رفت..

در بین غزل نام تورا داد زدم داد..
آن گونه که تا آن سر این کوچه صدا رفت..

بیرون زدم از خانه یکی پشت سرم گفت:
این وقت شب این شاعر دیوانه کجا رفت..!؟

من بودم و زاهد به دوراهی که رسیدیم..
من سمت شما آمدم او سمت خدا رفت!!
دیدگاه ها (۱)

Ten

قسمت ۶

مافیای من

### 🕯️ پارت هشتم: آینه‌ی دو تکهپاهام قفل شد. نفسم توی سینه ی...

پارت: 12 (بخش2) **زاویه دید: هیزل*پاهایم دقیقاً همان‌جا، روی...

فیک تانی૮₍´˶• . • ⑅ ₎აp⁷کمتر از چهل دقیقه بعد، زنگ خانه به ص...

درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سرِ ...

.درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سرِ...

درگیر تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سر زا...

.درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفتدر من غزلی درد کشید و سرِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط