فریب

پارت ۲۲
&شیطونی نکن…میخورمتااااا
یهو دیدم داره منو به سمت تخت هدایت می‌کنه…منو خوابوند رو تخت و زمانی که داشت کتشو در می‌آورد گفت
+تاحالا گرگی دیدی که غذا بخوره؟…
&آره عصر قبل از اومدن به خونه بهت نشونش دادم
+هوووممم…ولی غذایی رو هم دیدی که گرگ بخوره؟
&...چی؟..
یهو پرید روم و به طور وحشیانه ای می‌بوسید… انگار بعد از اون بازی گرسنه تر شده بود…خیلی سریع و خشن می‌بوسد… تو بغلم اسیرش کردم و آروم مو ها و کمرشو نوازش کردم…با لبام کنترلش کردم و حرکتشو آروم تر کردم…کاملا احساسشو درک میکنم…مثل سری اول…خیلی تشنه او بدن سفیدش بودم..‌.حالا جاهامون عوض شده…ولی در مورد نقش هامون…اینطور نیست…بنابراین با یه چرخش ۱۸۰ درجه به نقش های اصلی برگشتیم…
& اشتباه کردی استیک کوچولو…
سریع دکمه های لباسشو باز کردم و شلوارشم در آوردم…دستاشو جوری سمتم گرفته بود که یک بچه پنج ساله برای بغل کردن مادرش دستاشو باز می‌کنه…با تمام وجودم بغلش کردم…
&با هر لحظه ای که میگذره…دارم گرسنه تر میشم…
+نظرت چیه…استیک توی دستاتو مزه مزه کنی؟
&کاملا باهات موافقم…
بعد از مکالمه کوچیک گردنشو می مکیدم…کمی که ترن آنش کردم شروع کردم به گاز گرفتن…از گردنش دل کندم و تو صورتش نگاه کردم…لبای قرمز و پفکیش…آه لعنت بهش… از لباش یه گاز گرفتم و…بعد از مدتی که روی گردن و سینش نقاشی کردم…رفتم سراغ باکسرش…دستمو گذاشتم روی کش باکسرش که زانو هاشو جمع کرد…مثل سری اول…با بازی دادن لباش سرگرمش کردم و در بهترین فرصت درش آوردم…ازش جدا شدم و روی دو زانوم وایسادم که حولمو سفت کنم…اما با حس نکردن حوله زیر دستام تعجب کردم…دنبال حوله گشتم و با چیزی که دیدم فهمیدم جین رو دست کم گرفته بودم
+دنبال چیزی میگردی؟…
&بدش به من
+بیا بگیرش…
به سمت جین حمله کردم و اون دست جین که حوله توش بود رو پین کردم به تاج تخت…با پوزیشن جدیدی که داشتیم جین لبامو به بازی گرفت…با حس عجیب و فوق العاده ای که بهم دست داد ازش جدا شدم و به دیکم نگاه کردم…دست جین دور عضو من و خودش حلقه شده بود و خیلی آروم حرکت می‌کرد…حس فشرده شدن دیکامون به این عمق نبوده…هم من هم خودش داشتیم ناله میکردیم…با دیدن نیپل های صورتیش یکیشو با انگشتام فشردم
+آخخخخخ…نکن ددی…درد داره…آهههه
&باشه
نیپلشو ول کردم و سه تا انگشتمو کردم تو دهنش…وقتی کاملا خیس شد…بیرون کشیدم از دهنش…هنوز داشت دیکامونو بازی میداد
&نکن جین…آهههه…نمیخوای که قسمت خوبشو از دست بدیم؟
+باشه
دیدگاه ها (۴)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 228♡⁠。⁠)⁩با دل ...

ساعت نزدیکای هفت شده بود و صدای قل‌قل خورش قورمه‌سبزی و بوی ...

پارت ۲ ویو ا.ت فضای بینمون کمی آروم شده بود با دستم آروم اشک...

پارت: 2 (بخش3) وقتی زین بالاخره به رختکن رسید، تقریباً همه ر...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "36""ویو جئون آنجلینا"از ص...

ددی خشن من

پری کوچولوی من پارت ۷کوک: اروم رفتم و از پشت بغلش کردم. ته ت...

الماس زیبای من  part⁶- من اون هارو که این کارو با پرنسسم کرد...

#in_your_eyespart_11۲ویو کایلا از همون اول صبح می‌دونستم امر...

سناریو جدید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط