p4

p4


ویوی جونگکوک فردا صبح


+ = از خواب بیدار شدمو گوشیمو چک کردم ده تا نوتیف از پدرم اومده بود پاشدم رفتم سمت دستشوی و کارای لازمو انجام دادم اومدم بیرون
به یکی از زیر دستام گفته بودم که ادرس خونه ی یونا رو در بیاره از پله ها رفتم پایین تا ادرسو ازش بگیرم
مرده = بفرمایید ارباب
+ = ادرسو گرفتمو سوار ماشین شدم راه افتادم به سمت ادرس رسیدم دم در خونه و زنگ درو زدم که یک زنی که بکر کنم مامانش بود رو باز کرد
+ = با یونا کار داشتم تا اینو گفتم گفت
م/ی = تروخدا از اینجا برو اگر همسرم بفهه عصبانی میشه
+ = تا خواست درو ببنده با دستم درو گرفتمو گفتم با همسرتون کار دارم
م/ ی = بفرماید همسرم طبقه ی بالا توی اتاق هستن
+ = رفتم داخل و از پله ها رفتم بالا تا رسیدم به طبقه ی بالا در یکی از اتاقا باز شد
_ = مامان گشنمه یا خدا این دیگه کیه
+ = داشتم به در نگاه میکردم که یه دختر خوشگل از در اومد بیرون وای خدا چقدر خوشگل بود
+ = بعد از چند دقیقه به خودم اومدمو سلاگ کردم تا سلام کردم دختره رفت تو اتاق بدون اینکه چیزی بگه
م/ ی = ببخشید اتاق همسرم از این طرفه
+ = باشه ای گفتمو رفتم جلوی درو در زدم
هموز تو فکر اون دختره بودم که صدای از داخل اتاق اومد....
دیدگاه ها (۰)

شب بخیر خوشگلا

آخی چوچولو

p2+ = با چیزی که دیدم قلبم تیکه تیکه شد یه پسر که رو یونا بو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط