p2

p2
+ = با چیزی که دیدم قلبم تیکه تیکه شد یه پسر که رو یونا بود اون دوتا در حال لب گرفتن بودن باورم نمیشد از همون اول تهیونگ چند بار بهم گفت که یونا رو تو بار دیده و فقط واسه پول منو می خواد ولی من قبول نکردم
× = جونگ کوک وایستا نه ببین اونجور که فکر میکنی نیست
+ = خفه شو دختره ی جن.ده از خونه ی من گومشو بیرون
× = نه جونگکوک من توضیح میدم ...
+ = خفه شو نمی خوام صدات تو بشنوم گمشو
÷ = حه اره اصلا من تورو فقط واسه پول می خواستم خوب که چی هاا (داد)
+ = دستشو گرفتمو میکشیدم به سمت در صدای خنده هاش روی عصابم بود از موهاش گرفتم پرتش کردم جلوی در
× = حالا حالا ها از دست من راحت نمیشی با لحن تمسخر امیز
+ = خفه شو دختری جن.ده
+ = درو بستمو اومد داخل یک شیشه ی مشرو.ب برداشتم و سر کشیدم داشتم با خودم میگفتم که چیکار کنم که گوشیم زنگ خورد
= = جونگکوک چرا جواب تلفنتو نمی هاا ( داد ) کجای ها
+ = من چیکار کردم از اولم تو هی میگفتی من گوش نمی کردم
= = کجای ها
+ = خونه
= = بیا جلوی در الان میام
+ = هنوز تا می خواستم چیزی بگم گوشیو قطع کرد



دو سال بعد


+ = از اون شب به بعد همه چیز عوض شد فهمیدم که تهیونگ راست میگفت همه دخترا فقط ما رو به خاطر پول می خوان

+ = از اون شب به بعد پامو تو اون خونه نذاشتم و بعضی شبا توی هتل و بار امشب مامانم زنگ زد که برم اونجا سوار ماشینم شدم راه افتادم

+ = زنگ درو زدم که اجوما درو بار کرد اجوما از بچه گی با من بوده

اجوما = خوش اومدی پسرم
+ = مرسی اجوما اجوما کتمو گرفتو من رفتم داخل
م/ ک = پسرم بابات گفت بگم بری تو اتاقش
+ = باشه مامان رفتم از پله ها بالا و رسیدم دم در اتاق در زدم که پدرم گفت بیا داخل
درو باز کردمو رفتم داخل با چیزی که دیدم ....
دیدگاه ها (۰)

p3 + = با چیزی که دیدم کل تنم لرزید اون یونا بود که روی مبل ...

آخی کوچولو

ویو راوی = یونا که خواهر هانا است یه دختر هر.زه است که با هم...

اسم فیک: عشق اجباری شخصیت های اصلی : جونگ کوک (+) هانا (_) ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط