گفت : « چند تا دوسم داری ؟ »

گفت : « چند تا دوسم داری ؟ »
گفتم : « یکی »
ابروهاشو تو هم کشید ، اخم کرد و گفت :
« خسته نشی از این همه دوست داشتن »
خندیدم و گفتم : « نه، قول میدم ، تا ته دنیا »
با قیافه شاکی گفت :
« آخه یکی بدرد میخوره؟ تکون بخوری تمومه »
گفتم : « شاید ظاهرش کم نشون بده
اما یک ، قوی ترین عددیه که میشناسم
یک کمیتش شاید پایین باشه
اما به جاش کیفیت داره
یک بزرگه ، به اندازه خدا
یک عزیزه مثل تویی که یکی یدونمی
یک پر از شکوهه ، مثل نفر اول شدن توی مسابقه ها »
خیره شده بود و با دقت گوش میداد
حرفم که تمام شد ، حس غرور را در چشمانش میدیدم
دستانم را گرفت ، خیره در چشمانم گفت :
« قول بده همیشه یکی دوستم داشته باشی »
جان دلم ، قرار است یک عمر
یکی دوستت داشته باشم
<<سلامتی همه رفیق فابریکا>>
دیدگاه ها (۱)

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ⁴یک هفته بعد...رینا توی ...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_2ویو میرانور خورشید از لا...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۷۰جک : خودتم خودتو م...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

چند پارتی جونگ کوک وقتی استادت بود

mohamad amin Shabnam

گفت:« چند تا دوسم داری؟»گفتم:« یکی»ابروهاشو تو هم کشید، اخم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط