تا روزی که بود

تا روزی که بود
دست هایش بوی گُل سرخ می داد
از روزی که رفت
گُل های سرخ
بوی دست های او را می دهند
دیدگاه ها (۱۴)

…شقایق درد من مثل شمانیست…آخہ دردِ من ازجور وجفا نیستڪسےخونم...

زن،ناز میفروشد..بخرید!نرنجانیدش،یکروز با سکوتی عمیق..آنچنان ...

کاش می شد از علاقه هم عکس گرفت ،تا ببینی وقتی به تو فکر می ک...

من هر روز منتظر دلبری هستم که گفته بود می رود و یک روز 💕 💕 💕...

.شاید کندن علف های هرز بهنظر کاری بی رحمانه باشد،اما فرصت زن...

آخ آخ آخ! چه نتیجه ای!

‌کاش می شد برای همیشه رفت ؛به سکوت و آرامش یک خانه ی روستایی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط