سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانی

مارا ز سر بریده می ترسانی؟!

ما گر زسر بریده می ترسیدیم

در محفل عاشقان نمی رقصیدیم

در آتش و خون پرنده پر خواهد زد

بر بام بلند خانه پر خواهد زد

امشب که دوباره ماه بالا آمد

می آید و باد پشت در خواهد زد

یک ساقهٔ سـبـز در دلم خواهد کاشت

مهتاب بر آن شبنم تر خواهد زد

صد جنگل صبح در هوا می شکفد

خورشید به شاخه ها شرر خواهد زد



.............☕️
دیدگاه ها (۳)

با این شعر و نوا حال کنید

پارت سیزدهم: انتخابِ سیاهآسانسورِ برج با صدای ناهنجاری تا طب...

رمان تهکوک

سیصد گل سرخ ، یک گل نصرانی..ما را ز سر بریده می ترسانی..ما گ...

سیصدگل سرخ،یک گل نصرانی ما را ز سر بریده می ترسانی ما گر زسر...

سیصد گل سرخ یک گل نصرانی مارا زسر بریده میترسانی ماگر زسر بر...

سیصد گل سرخ، یک گل نصرانیما را ز سر بریده می ترسانیما گر زسر...

سیصد گُل سرخ و یک گل نصرانی ما را ز سر بریده می تــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط