ازیر نفر ميپرسن چرا ديوانه شدی؟ميگه من يه زن گرفتم كه دخت

ازیر نفر ميپرسن چرا ديوانه شدی؟ميگه من يه زن گرفتم كه دختری18 ساله داشت، دختره زن بابام شد پس زن من مادر زن بابام شد،بابام داماد من شد،من شدم پدر زن پدرم! دخترزنم پسرزائيدكه داداش من و نوه زنم بود، پس نوه من هم بود، پس من پدربزرك داداشم بودم زنم پسرزائيددرنتيجه زن بابام خواهرناتنی پسرم شدوپسرم داداش من
دیدگاه ها (۶)

پارت/2

مخلوطی از عشقومرگ پارت 7همین که دستمو روی کمرش گذاشتم که بلن...

عشق یا نفرت بعد از مدت هاااا

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویو یونگی منو راهنمایی کرد به داخل ی...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۸ *سانیار*تا دیدم داره به لپ های ...

پارت ۱ ویو ا.ت شاید هر کسی بتونه زندگی خوب و آرومی داشته باش...

سایه ای که پدرم بود پارت ۳(من عادت ندارم معمولا ادبی بنویسم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط