دمش گرم … باران را میگویم ؛ به شانه ام زد و گفت :

دمش گرم … باران را میگویم ؛ به شانه ام زد و گفت :
“خسته شدی ؟ امروز تو استراحت کن ، من به جات می بارم”
دیدگاه ها (۱)

باران هم اگر می‌شدی ، در بین هزاران قطرهتو را با جام بلورینی...

در من یک شاعر رمانتیک زندگی می‌کند؛که میان هیاهوی زندگیِ مدر...

𝑻𝒉𝒆 𝑲𝒊𝒏𝒈’𝒔 𝑨𝒓𝒕𝒊𝒔𝒕𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝟐𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟒ماه‌های آخر بارداری سخت‌تر شد...

چطوری زود خسته نشیم؟🫧⏝︶ׅ︶‌⏝𝝑𝑒⏝︶ׅ︶‌برای اینکه زود خسته نشی، ا...

گاهی ذهن فقط به چند ثانیه فاصله نیاز دارد.صدای آب می‌تواند ض...

اولین بارانِ پاییز رادر آغوشِ چه کسی سر می‌کنی؟چه کسی قرار ا...

«درخواستی» رمان «عطر باران و لبخند تو»پارت ۵: باران ناگهانیع...

بزن باران درین بستر که همراهِ تو می بارممیانِ عقل و احساسم ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط