لب باز کنی،آتشی افروخته ای

لب باز کنی،آتشی افروخته ای

حرفی بزنی،دهکده را سوخته ای

بد نیست شبی سر به جنونم بزنی

گاهی سَرکی به آسمانم بزنی

من را به گناهِ بی گناهی کشتی

بانوی شکار، اشتباهی کشتی

بانوی شکار،دست کم می گیری

من جان دهم آهسته تو هم می میری

از مرگِ تو جز درد مگر می ماند

جز واژه ی برگرد مگر می ماند

این ها همه کم لطفی ِ دنیاست عزیز

این شهر مرا با تو نمی خواست عزیز

دیوانه ام،از دست خودم سیر شدم

با هر کسِ همنام ِ تو درگیر شدم

ای تُف به جهانِ تا ابد غم بودن

ای مرگ بر این ساعتِ بی هم بودن

یادش همه جا هست،خودش نوش ِ شما

ای ننگ بر و مرگ بر آغوش شما

شمشیر بر آن دست که بر گردنش است

لعنت به تنی که در کنار تنش است

دست از شب و روز گریه بردار گلم

با پای خودم می روم این بار گلم
دیدگاه ها (۳)

فراتر از خویش

مَعبودِ خَاموشِ مَن،مَن دیوانه‌وار دلباخته‌ی آن لَحظه‌هایی ب...

*ألسلام علیک یا علی ابن موسی ألرضآ ألمرتضی*salavat*

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

✦ اولین گناه ✦فصل سی‌ودوم: دخمه---او آمد.وسط راهرو. وسط بوسه...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:22و رفت بالا افتادم رو ک...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

جنگل نفرین شده پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط